با توجه به زیاد بودن تعداد مشاهیر و سنگین بودن مطلب برای یک پست این مطلب رو توی ۳ پست فرستادم که :

از شماره ۱تا۱۵ (پست۱)

از شماره ۱۶ تا ۳۰ (پست۲ )

و از شماره ۳۱ تا ۵۱ در (پست3) قرار داره شده:

1)      آخوند ميرزاعلي جاجرمي

2)      آقاميرزا موسوي جاجرمي

3)      آيت الله موسوي جاجرمي

4)      ابوبكر جاجرمي

5)      ابوحاتم جاجرمي

6)      ابوالحسن جاجرمي

7)      ابوعبدالله جاجرمي

8)      ابوالمعالي جاجرمي

9)      بدرالدين جاجرمي

10)  بني هاشم خراشایي جاجرمي

11)  تاج الدين جاجرمي

12)  جاجرمي

13)  حاج ميرزا خداداد جاجرمي

14)  درويش جاجرمي

15)  دكتراسماعيل خان جاجرمي

16)  دكتر سامي جاجرمي

17)  دكتر هاشميان جاجرمي

18)  زين العابدين جاجرمي

19)  سامي جاجرمي

20)  سيدرضا هاشميان جاجرمي

21)  سيدعلي جاجرمي

22)  شمس الدين جاجرمي

23)  شهاب الدين جاجرمي

24)  شيخ احمد محبعلي جاجرمي

25)  عارف جاجرمي بجنوردي

26)  عبدالحي بني هاشم جاجرمي

27)  علي بن مهزيار جاجرمي

28)  علي يار فخران جاجرمي

29)  عماد جاجرمي

30)  فخرالدين جاجرمي

31)  فخران جاجرمي

32)  ملك مؤيدالدين جاجرمي

33)  مجدالدين جاجرمي

34)  محبعلي جاجرمي

35)  محمد جاجرمي

36)  محمد جاجرمي

37)  محمدصادق جاجرمي

38)  ممتحن الملك جاجرمي

39)  موسوي جاجرمي بجنوردي

40)  مولانا شمس الدين جاجرمي

41)  مؤيدالدين جاجرمي

42)  موسوي خراشاي جاجرمي

43)  ميرزا آقاخان جاجرمي

44)  ميرزا حسن جاجرمي

45)  ميرزا خداداد جاجرمي

46)  ميرزا عابد جاجرمي

47)  ميرزا عبدالحي جاجرمي

48)  ميرزاعلي جاجرمي

49)  ميرزا علي ملك جاجرمي

50)  نادم جاجرمي

51)  نيرالحكما جاجرمي


1- شرح حال و آثار آخوند ميرزا علي جاجرمي

سيدعلي محمدي معروف به "آخوند ميرزاعلي" فرزند ميرزا محمد به سال ‪ ۱۲۷۷شمسي در خراشا به دنيا آمد.

او در مكتب "آخوند ميرزا هدايت" به تحصيل پرداخت و عربي را نزد "ميرزا حميد" از استادان برجسته خراشا آموخت.

آخوند ميرزاعلي مكتب داري را برگزيد و به امر آموزش قرآن و سواد فارسي به شاگردان پرداخت.

حرفه اصلي او ساعت ‌سازي و صحافي بود.

آخوند ميرزاعلي خط را بسيار زيبا مي ‌نگاشت.

او به تنظيم و كتابت مجلس تعزيه خواني همت گماشت و مجالس مختلف را به صورت جداگانه مكتوب ساخت كه در خراشا در ايام محرم هنوز هم اجرا مي‌شود.

از سيدعلي محمدي دو دفتر شعر و چند جزوه در دست است. دفتري از مثنوي او نيز مفقود شده است.

آخوند ميرزا علي در سال ‪ ۱۳۶۷به سراي باقي شتافت.

2- شرح حال و آثار آقا ميرزا حسن موسوي جاجرمي بجنوردي

سید العلما و المجتهدین آیت ا... حاج میرزا حسن بن سید آقا بزرگ - ابن السید علی اصغر ابن السید فتحعلی ابن اسماعیل موسوی بجنوردی- در سال  1274شمسی در روستای خوراشا از توابع شهرستان گرمه و جاجرم استان خراسان شمالی  دیده به جهان گشود.

در بجنورد به تحصیلات مقدماتی پرداخت و در سال 1289 به مشهد رفت و از محضر علمای بزرگی چون : حاج فاضل خراسانی ، شیخ آقا بزرگ حکیم - کفایی خراسانی آیت ا... قمی و ادیب نیشابوری و...بهره مند گشت.

او، در حوزه نجف نیز در سال 1301 شمسی در محضر اساتید بزرگی چون سید ابوالحسن اصفهانی - میرزای نا ئینی و آقا ضیاء الدین عراقی به تکمیل تحصیلات خود پرداخت. در همان حال به تدریس اشتغال یافت.در باره وی گفته اند قریب  یکصد هزاربیت از قصاید عربی را که در مدح حضرت امیر (ع) گفته شده از حفظ داشت. در مجلس درس او اکثر فضلا وعلما حاضر میشدند. آن بزرگوار علاوه بر فقاهت و تسلط بر مبانی اصولیه  یکی از بزرگترین فیلسوفان جهان اسلام به شمار می آمد.

آیت ا... سید حسن بجنوردی سرانجام در سال 1354 شمسی پس از 80 سال عمر با برکت در نجف اشرف در گذشت و در صحن مطهر امیر المومنین علی (ع) در جوار سید ابوالحسن اصفهانی به خاک سپرده شد.

آثار ایشان بدین قرار است:   القواعد الفقهیه  چاپ شده در 7 جلد- منتهی الاصول در 2 جلد ، حاشیه بر عروة الوثقی ، حاشیه بر وسایل -ذخیرة المعاد ، رساله فی الرضا- کتاب فی الحکمة قولنا فی الحکمة که شرح بر اسفار صدرالدین شیرازی است. و...

3- شرح حال و آثار آيت‌الله ميرزاحسن موسوي خراشاي جاجرمي

(م 1354 ش)

آيت‌الله ميرزا حسن موسوي بجنوردي در سال ‪ ۱۲۷۴شمسي در روستاي خراشا از توابع شهرستان جاجرم زاده شد.

وي در شهر بجنورد به تحصيلات مقدماتي پرداخت و در سال ‪ ۱۲۸۹شمسي به شهر مشهد رفت و در آنجا به مدت ‪ ۱۲سال علوم معقول ومنقول را نزد علماي برجسته  آن روزگار همچون حاج فاضل خراساني و ادبيات را نزد اديب نيشابوري فراگرفت و در سال ‪ ۱۳۵۱شمسي رهسپار نجف شد.

در نجف در محضر اساتيد بزرگي چون "سيد ابوالحسن اصفهاني، ميرزا حسين نائيني و آقا ضياء‌الدين عراقي" به تكميل تحصيلات خود پرداخت و در همان حال به تدريس  اشتغال يافت.

وي با حافظه شگفت و احاطه‌اش بر فقه و اصول به زودي به عنوان يكي از بهترين مدرسان و مجتهدان حوزه نجف شهرت يافت.

پس از درگذشت آيت‌الله بروجردي در سال ‪ ۱۳۳۹ش بسياري او را به عنوان مقلد خود برگزيدند.

بيشتر فضلا و علما در مجلس درس او حاضر مي‌شدند چرا كه آن بزرگوار علاوه بر فقاهت و تسلط بر مباني اصول يكي از بزرگترين فيلسوفان جهان اسلام به شمار
      مي‌آمد.

آيت‌الله موسوي بجنوردي پس از سالها تدريس و تحقيق آثار ارزشمندي در فقه و اصول و فلسفه از خود به يادگار نهاد كه مورد استفاده فضلاي حوزه علميه است.

"القواعد الفقهيه، منتهي‌الاصول، حاشيه بر عروه‌الوثقي، حاشيه بر وسايل، ذخيره المعاد، رساله في‌الرضا، رساله في‌الاجتماع‌الامر و النهي، كتاب في‌الحكمه قولنا في‌الحكمه و رساله علميه" عناوين اين آثار گرانسنگ است.

آيت‌الله سيد حسن موسوي بجنوردي در سال ‪ ۱۳۵۴شمسي پس از ‪ ۸۰سال عمر در شهر نجف درگذشت و در صحن مطهر اميرالمومنين علي(ع) به خاك سپرده شد.

از ايشان شش فرزند به نامهاي مهدي، جواد، كاظم، محمد، فاطمه و طاهره بر جاي مانده است.

4- شرح حال و آثار ابوبكر جاجرمي

ابوبکر محمد بن الحسن بن علي بن محمد بن علي الجاجرمي از قدماي روات است.

در جرجان از اسحاق بن سعد بن الحسن بن سفيان و ابي يعقوب يوسف بن ابراهيم السهمي و ابي بکر الابندوني و ابي العباس النسوي المستملي حديث نقل کرده است.

6- شرح حال و آثار ابوعبدالله جاجرمي

ابوعبدالله جاجرمي از عرفاي نامي قرن سوم هجري قمري بود.

او دايي يوسف بن الحسين جاجرمي  و از اقران ذوالنون مصري(245ق) و صاحب مقامات است.

ابوعبدالله در حدود اواخر قرن سوم هجري درگذشت.

7- شرح حال و آثار ملك مؤيدالدين جاجرمي

(م  ق)

مجدالدين ابو المعالي مؤيد بن محمد جاجرمي معروف به ملک مؤيدالدين جاجرمي از دانشمندان اواخر قرن ششم تا اواسط قرن هفتم هجري است.

وي کتاب احياء العلوم امام محمد غزالي را که به زبان تازيست، براي شمس الدين التمش سلطان دهلي به فارسي ترجمه کرده است.

 

8- شرح حال و آثار دكتراسماعيل خان سامي جاجرمي

(م ؟ ق)

دكتر اسماعيل خان سامي ملقب به نيرالحكما از پزشكان دوره قاجار، جد مادري خانم فخران.

خانم فخران در باره پدربزرگشان مي گويند:

دكتر سامي(نيرالحكما) جزو چهار پزشك معروفي بودند كه دردوره قاجار براي تحصيل به فرانسه رفتند. ايشان بسيار باهوش و پزشك حاذقي بودند. در زمان ناصرالدين شاه يا مظفرالدين شاه دقيق به خاطرم نيست(عين گفته هاي ايشان را نوشتم) پسربچه شاه دچار تب بالا مي شود. پزشكان دربار نمي توانند تب بچه را پايين بياورند طوري كه بچه ضعيف و به حال مرگ مي افتد. قصر به ماتم و عزا مي نشيند از همه جا صداي گريه و شيون بلند است. پدربزرگم، ‹ دكتر سامي› را به بالين بيمار مي برند او هم با ‹گنه گنه› بچه را درمان مي كند و تب بچه قطع مي شود. همه خوشحال ميشوند و جشن مي گيرند و شاه به‹ دكتراسماعيل خان سامي› لقب ‹نيرالحكما› را مي دهد. از آن تاريخ ايشان به دربار راه پيدا مي كنند.

دكتراسماعيل خان سامي(نيرالحكما) پنج دختر و يك پسر داشتند. پسر ايشان‹ دكتر حسين سامي› از پزشكان موفق بودند.

دكتر حسين سامي› بنيانگزار دانشگاه پزشكي مشهد، رئيس بيمارستان امام رضا(شاهرضا سابق) و نماينده مجلس مردم مشهد در مجلس شوراي ملي بود او در سال هفتادوسه در سن هشتادو پنج سالگي فوت كردند. مزار ايشان درصحن حرم امام رضا(ع) قرار دارد.

 

9- شرح حال و آثار بدرالدين جاجرمي

(م اواخر قرن هفتم)

ملک الشعراء بدرالدين بن عمر جاجرمی از شاعران معروف قرن هفتم هجری قمری است.

نسب او به جاجرم خراسان ميرسد و تولدش در جاجرم اتفاق افتاد. تربيت وی در ادب و شعر ابتدا در خراسان صورت گرفته و سپس به خدمت استاد وقت خود بهاء الدين محمد بن شمس الدين محمد بن جوينی، حاکم اصفهان و عراق رفت و از حمايت وی برخوردار گرديد و از کرامات اين استاد بزرگ مستفيذ شد.

از ديگر اساتيدی که از محضر آنها بهره مند شد مجد شيرازی و امامی هروی می باشد و چون تاثيرات شايانی از مجدالدين بن همگر شيرازی کسب نموده بود وی را از شاگردان مجد شمرده اند و به علت علاقه ای که بدر به مجد داشت در فقدان از دست دادن مجد برای او مرثيه ای ايراد نمود.

در سال 686 هجری قمری اندکی بعد از وفات مجد، بدر نيز درگذشت.

ديوان بدر جاجرمی را نزديک به چهارهزار بيت تخمين زده اند، از مجموع اشعار بدر معلوم می شود که او به تصنع در سخن خويش بسيار متمايل بوده و در اين فن از سرآمد زمان خود به شمار می آمده است.

کسی کز کوی دلدارم بر آيد         مرا ديدارش از جان خوشتر آيد

وگر خورشيد روی او ببينم         در آن ساعت شب هجرم سر آيد

اگر خورشيد رخسارش بتابد     ز هر جانب چو خور سيصد بر آيد

وگر بادی کند بر زلف او راه                 از او صد سال بوی عنبر آيد

زهی آرام جانی کز لطافت             اگر خواهی لبت جان پرور آيد

يقين دانم که در ميدان عشقت     چو من بيچاره عاشق کمتر آيد

مرا از تو به جز پرسش طمع نيست       ز دستت اين قدر دانم بر آيد

بحق دوستی کش گيری              چو بدر از عشق تو از پا در آيد

 

10- شرح حال و آثار ميرزا عبدالحي بني هاشم خراشادي جاجرمي

 

(م 1323 ق)

ميرزا عبدالحی بنی هاشم خراشادي جاجرمي، در سال1247 خورشیدی برابر با 1288 قمری در روستای خراشا از توابع بجنورد دیده به جهان گشود.

پدرش سید عبدالله روحانی روستا بود و مادرش صفیه نام داشت.

آنها سید عبدالحی را در سن 12 سالگی برای تحصیل از طریق اسفراین به سبزوار فرستادند.

او مدت 4 سال در مدرسه علمیه سبزوار درس خواند سپس برای ادامه تحصیلات عازم مشهد شد و در محضر اساتید آن زمان علوم دینی را فرا گرفت.

او برای تکمیل تحقیقات عازم نجف شد و نزد اساتیدی مانند آیت الله آخوند خراسانی ، نائینی و صدر به تحصیل علوم دینی پرداخت.

وی سرانجام از آیت الله سید ابوالحسن موسوی اصفهانی اجازه اجتهاد گرفت.

ایشان پس از 7 سال اقامت در نجف عازم اران شد و در بجنورد مقیم شد.در زمان کشف حجاب رضاخان با اینکه کسی نمی توانست درباره تعویض لباس وی همانند سایر علمای بجنورد به علت دارا بودن مدرک اجتهاد مزاحمتی ایجاد کند، او صلاح را در ترک بجنورد دید و روانه زادگاهش روستای خراشا شد.

او منشا کارهای خیر زیادی بود. سرانجام در خردادماه سال 1323در سن 76 سالگی وفات یافت. آرامگاه او در روستای خراشا می باشد.

11- شرح حال و آثار تاج الدين جاجرمي

(م قرن ششم)

تاج الدين جاجرمي، از شعراي قرن ششم هجري، معاصر نظامي گنجوي و عطار نيشابوري است که در زمان سلسله خوارزمشاهيان و در ماورا النهر مي زيسته است.

از احوال و آثار او اطلاع بيشتري در دست نيست.

12- شرح حال و آثار ابوحاتم جاجرمي

صاحب تاريخ نيشابور گويد:

ابوحاتم جاجرمي، محمد بن علي بن علي بن عمر بن عبدوس ابوحاتم المحتسب الجرجاني در سال چهارصد و هفتاد و دو بر ما وارد شد و به جاجرمي معروف بود.

از قاضي ابوبکر محمدبن يوسف الشالنجي و استاد قرآن ابوالعباس حرار و ديگران حديث نقل کرده است.

ابو حاتم به ما خبر داد که ثابت بن يوسف سهمي، برادر حمزة بن يوسف حافظ از پدرشان شنيده که ابو نعيم عبدالملک بن عدي به آنها گفته که عمار بن رجا روايت کرده که از احمد بن ابي طيبه شنيدم که مي گفت: بزرگواران چون بياموزند، تواضع کنند و فرومايگان که بياموزند، تکبر ورزند».

13- شرح حال و آثار حاج ميرزا خداد خراشاي جاجرمي

(م ؟ ق)

حاج ميرزا خداداد خراشايي جاجرمي، در روستاي خراشا از توابع شهرستان جاجرم متولد شد و در همانجا نزد علماي وقت ادبيات و قرآن آموخت.

او مردي عالم و اهل قلم بود و از جمله شاگردان او مي‌توان از "سيدرضا هاشميان" و "عارف بجنوردي" (نوادگانش) نام برد.

حاج ميرزا، خط را بسيار زيبا مي‌نوشت چنانكه از قول آخوند ميرزا محمد فرزند او نقل شده است: در سفري كه حاج ميرزا خداداد به مكه معظمه داشته، چند روزي را همراه كاروان در تهران اقامت مي‌كند. ضمن گشت و گذار در بازار، در يك حجره، شخصي را مي‌بيند كه در حضور جمعي قرآن مي‌نويسد. از آنها درخواست مي‌كند اجازه دهند او نيز خطي به رسم يادگاري بنويسد. در برابر اصرار ميرزا آنها قلم و كاغذ جداگانه‌اي در اختيارش مي‌گذارند و او قلم به دست گرفته، بر خلاف انتظار آنها به خطي شكيل و پخته آيه‌اي چند مي‌نگارد. حاضران پيشنهاد مي‌كنند در قبال دريافت روزانه يك اشرفي در تهران بماند و يك دوره قرآن را كتابت  نمايد، اما او پس از دو سه روز كار از اقامت در تهران منصرف مي‌شود و به  زادگاهش بازمي‌گردد.

از ميرزا خداداد يك نسخه قرآن خطي مطلا به جا مانده است.

14- شرح حال و آثار درويش جاجرمي

محمد بن دوست محمد مشهور به « درويش جاجرمي » از خوشنويسان قرن يازدهم و دوازدهم هجري است.

او، کتاب عربي « اعتقادات » از شيخ صدوق ابو جعفر محمد بن علي بن حسين بن موسي بن بابويه قمي ( قرن چهارم ) را در سال 1115 هجري قمري به خط  نسخ نگاشته است. نسخه خطي اين کتاب به شماره 13217 ض در کتابخانه مرکزي آستان قدس رضوي نگهداري  مي شود.

15- شرح حال و آثار دكتراسماعيل خان سامي جاجرمي

دكتر اسماعيل خان سامي ملقب به نيرالحكما از پزشكان دوره قاجار، جد مادري خانم فخران.

خانم فخران در باره پدربزرگشان مي گويند:

دكتر سامي(نيرالحكما) جزو چهار پزشك معروفي بودند كه دردوره قاجار براي تحصيل به فرانسه رفتند. ايشان بسيار باهوش و پزشك حاذقي بودند. در زمان ناصرالدين شاه يا مظفرالدين شاه دقيق به خاطرم نيست(عين گفته هاي ايشان را نوشتم) پسربچه شاه دچار تب بالا مي شود. پزشكان دربار نمي توانند تب بچه را پايين بياورند طوري كه بچه ضعيف و به حال مرگ مي افتد. قصر به ماتم و عزا مي نشيند از همه جا صداي گريه و شيون بلند است. پدربزرگم، ‹ دكتر سامي› را به بالين بيمار مي برند او هم با ‹گنه گنه› بچه را درمان مي كند و تب بچه قطع مي شود. همه خوشحال ميشوند و جشن مي گيرند و شاه به‹ دكتراسماعيل خان سامي› لقب ‹نيرالحكما› را مي دهد. از آن تاريخ ايشان به دربار راه پيدا مي كنند.

دكتراسماعيل خان سامي(نيرالحكما) پنج دختر و يك پسر داشتند. پسر ايشان‹ دكتر حسين سامي› از پزشكان موفق بودند.

دكتر حسين سامي› بنيانگزار دانشگاه پزشكي مشهد، رئيس بيمارستان امام رضا(شاهرضا سابق) و نماينده مجلس مردم مشهد در مجلس شوراي ملي بود او در سال هفتادوسه در سن هشتادو پنج سالگي فوت كردند. مزار ايشان درصحن حرم امام رضا(ع) قرار دارد.

 


ادامه در صفحه2