پیشینه تاریخی جاجرم
پيشينه زيست انساني
در دوران ميان سنگي يعني از حدود 8000 تا 20000 سال پيش ، تنها مكان شناخته شده در خراسان منحصر به ”تپه پهلوان“ جاجرم است. در هزاره پنجم و چهارم پيش از ميلاد، جاجرم مسكن و ماواي جمعي از ساكنين منطقه بوده است. در اين منطقه، تپه پهلوان و حيدران و كلاته حسن مسكون بوده اند. آثار هنري بجا مانده از آن دوران كه در قطعات سفال خلاصه مي شوند، حاكي از شناخت هنرمندان نسبت به قانونمنديهاي زيبا شناسي و توان آنها در پرداخت ظروف زيبا مي باشد. هزاره سوم پيش از ميلاد ، دوران شكوفايي و عظمت فرهنگي ايرانيان بومي يا آسيايي بود . از اين دوران دو مكان در جاجرم شناسايي گرديده اند و مويد اين واقعيتند كه در آن دوران، منطقه جاجرم با ساير زيستگاههاي فلات ايران، تبادل فرهنگ داشته است. قدمت سنگ نگاره جربت در منطقه جاجرم را اگر بدليل ويژگيهايي كه دارد نخواهيم به دوران نوسنگي برسانيم از هزاره اول پيش از ميلاد حكايت داشته كه در تاريخ معماري ايران از اهميت فراواني برخوردار است.
هخامنشيان
درتقسيمات كشوري دوره هخامنشي، كشور ايران براساس ملاحظات قومي و نژادي به 30 ايالت تقسيم مي شده كه يكي از آنان خراسان يا پارت ذكر شده است. متون تاريخي حاكي از اين هستند كه همواره در دوران هخامنشي طغيانهايي عليه سلاطين و حكام هخامنشي در اين ناحيه مي شده است. بنابراين ايلت يا به قول يونانيان، ساتراپ پارت اگر چه وابسته به كشور پهناور هخامنشي بود ولي گويا از نظر آداب اجتماعي و هنري استقلال داشته است؛ زيرا مكانهايي در قلمرو پارت در خراسان و بخصوص جاجرم شناسايي شده اند كه اثري از هنر خاص و شناخته شده هخامنشيان در آنها مشاهده نشده است. چه بسا امكان دارد شماري از تپه ها و مكانهايي كه بعنوان آثار دوران اشكاني شناسايي شده اند، مسكن پارتيان در دوران هخامنشي باشند .
سلوكيان
به عقيده ”سر پرسي سايكس“ مسير عبور اسكندر، فاتح بزرگ مقدوني، از منطقه جاجرم بوده و جنگ بين او و دارا ( داريوش سوم ) و قتل دارا نيز در همين ناحيه واقع گرديده است. بنابراين، جاجرم نيز جولانگاه مقدونيان بوده و از سم ستوران يوناني در امان نبوده است.
در دوره جانشينان اسكندر، جاجرم در تصرف سلوكيان بود؛ اما فرمانروايي آنان ديري نپاييد و با قيام اشكانيان در همين صفحات شمالي خراسان، جاجرم نيز به تصرف اشكانيان در آمد.
اشكانيان
دولت اشكانيان ، اولين دولت ايراني بود كه توانست با يونانيان وارد مبارزه شود. اشك اول سلسله اشكاني را به سال 250 ق. م. تشكيل داد. از اين دوران يك زيستگاه (آتشكده معروف آساك در نواحي شمال شهرستان جاجرم، در نزديكي روستاي جوشقان ) در جاجرم مورد شناسايي قرار گرفته است. بديهي است كه مكانهاي متعلق به اين دوران بايد به مراتب بيش از اينها باشد؛ اما لايه هاي تمدني مربوط به دوران ساساني و اسلامي آن زيستگاهها را پوشانده اند. مسلما در آينده با حفاري علمي محوطه هاي باستاني شهرستان جاجرم، لايه هاي تمدني ديگر پيش از اسلام رخ خواهند نمود و تاريخ اين منطقه در گذشته هاي دور را رقم خواهد زد.
جاجرم در دوره اشكانيان داراي اهميت فوق العاده تجاري و سياسي بوده است. در سال 1337 خورشيدي ، سكه اي از نارين قلعه جاجرم كشف گرديد كه مربوط به گودرز دوم اشكاني است. برخي از مستشرقين از جمله ”راولينسون“ هكاتم پوليس يا شهر صد دروازه را در حوالي جاجرم مي دانند. اگر جاجرم همان هكاتم پوليس باشد، پايتخت تيرداد اول است. اشكانيان 470 سال حكومت كردند.
ساسانيان
متصرفات و محدوده دولت ساسانيان، تقريبا همان وسعت عصر اشكانيان را در بر ميگرفت و قلمرو پارت حفظ شد. حادثه مهمي كه در رابطه با تاريخ جاجرم در دوره ساسانيان قابل ذكر است. رويداد بركناري قباد (كواد) از پادشاهي و فرار او از طريق ابرشهر (نيشابور) به اسپرائين (اسفراين) در نزديكي جاجرم است.
قباد در اين محل با دختر مرزبان يا دهگان ازدواج نمود و حاصل آن ازدواج پسري به نام انوشيروان بود كه بعدها با لقب كسري به تخت سلطنت نشست. در منابع پارسي و تازي از اين ماجرا به تفصيل سخن رفته است. جاجرم در اين دوره در مسير راه كاروان روي به طرف شمال و عشق آباد و نسا قرار داشته است. هر چند كه در اين دوره جاجرم در مقايسه با دوره اشكانيان، از پايتخت ساساني دور است ولي مسير راه تجاري (بويژه راه تجاري ابريشم با توجه به اهميت آن در اين دوره ) مي بايست بر اهميت موقعيت جاجرم افزوده باشد.
عباسيان
بلاذري (متوفاي 297 هـ) در كتاب « فتوخ البلدان » فتح منطقه جاجرم را در سال 31 هـ در زمان خلافت عثمان بن عفان و به دست عبدالله بن عامر كريز مي داند. ابومسلم خراساني در سال 129 هـ از مرو قيام كرد و نيشابور را پايگاه اصلي و مركز حكمراني خود قرار داد. در سفري كه به دعوت ابراهيم امام، از خراسان عازم حج بود از نسا به جاجرم و از اينجا از طريق راه كارواني جاجرم به قومس رفته است. به هر حال، جاجرمي ها در اين قيام ملي بر عليه امويان شركت داشته اند. هر چند مردم خراسان از اين قيام و پيروزي آن بهره اي نبردند و شيريني استقلال را نچشيدند؛ اما اين حركت، بعدها سبب بوجود آمدن حكومتهاي نيمه مستقل در ايران شد. از اين تاريخ به بعد، سرگذشت جاجرم از آنچه بر ديگر شهرهاي خراسان رفته جدا نيست. بنابراين تاريخ جاجرم، بعنوان بخشي از تاريخ خراسان بزرگ مطرح است. بخشي كه شاهراه است و نه دور افتاده. هر حادثه اي كه در خراسان روي دهد، بر اينجا اثر مستقيم دارد.
طاهريان
در عصر طاهريان ( 259ـ205 هـ ) ابر شهر يا نيشابور، مركز امارت گشت؛ و طبعا جاجرم بعنوان يكي از شهرها و مناطق ولايت نيشابور اهميت بسزايي يافت. ابن فندق به نقل از حاكم نيشابوري نوشته است: ”هارون الرشيد از راه جاجرم و اسفراين به نيشابور آمده. اين آخرين سفر خليفه عباسي است كه بمناسبت خروج حمزه بن آذرك خارجي كه تا سبزوار آمده بود، ار طريق گرگان به جاجرم و اسفراين و نيشابور آمده و سپس عازم طوس گرديدو در باغ حميدبن قحطبه به سال 193 هـ در گذشت“. به نظر مي رسد كه جاجرم در دوره طاهريان بعلت نزديكي به پايتخت ( نيشابور ) و نيز با قرار داشتن در راه مواصلاتي پايتخت به مازندران، ري و نسا، اهميت ويژه اي يافته است. بخصوص توجه عبدالله بن طاهر به امور كشاورزي خراسان و فرامين وي در اين زمينه مايه رونق و آباداني اين بخش از خراسان كه نزديك پايتخت آنان بوده، گرديده است. در منابع اين دوره در رابطه با مازندران و اقدامات مازيار، در كتاب ”تاريخ طبرستان و رويان و مازندران“ مي خوانيم: ”به سبب آنكه ماز، نام كوهي است كه از گيلان كشيده شده است تا به لار قصران و همچنين تا به جاجرم؛ و قول بعضي آنست كه مازيار از نژاد سوخرانيان بود، ديوار خود فرمود ساختند از جاجرم تا به جيلان. هنوز عمارت آن بجاي است و چند دروازه فرموده ساختند و دربان نشاندند تا كسي بي اذن او آمد و شد نتوان كردن و آن ديوار را ماز مي خواندند و درون آن را مازندران مي گفتند“.
صفاريان
يعقوب به سال 259 هـ پايتخت طاهريان، شهر نيشابور را گرفت. در اين سال وي بدنبال عبدالله سگزي به نيشابور آمد كه در سجستان با يعقوب جنگها داشت. عبدالله به محمدبن طاهر پناه برد. يعقوب به تعقيب وي از طريق جاجرم راهي طبرستان شد. با بررسي در نقشه هاي تاريخي اين حمله، در نقشه سحاب خط سير يعقوب از نيشابور به طبرستان در سال 260 از راه نيشابور به جاجرم را نشان داده است. اما جاجرم تحت سلطه آنان در نيامده، زيرا در اين دوره علويان بر جاجرم و مناطق آن حكومت مي كردند. در كتاب تاريخ طبرستان در زمينه استيلاي آل باوند اينگونه آمده است:“ اصفهبد غلامي رومي داشت بفرستاد تا سر تاج الملوك را برداشت نزد اصفهبد آورد. اصفهبد كه بعد گرگان را هم به تصرف در آورده بود جاجرم را نيز مسخر گردانيد“.
نويسنده، در فصل ذكر جكومت علاءالدوله حسن بن رستم و چگونگي آن در خصوص جاجرم نوشته:“ …. و كوتوال معلوم كرد كه معاريف مازندران با علاءالدوله حسن در بيعت آمدند گفت او را به جهت آن بر قلعه در آورد تا به جاي ديگر نرود و حسام الدوله از آنجا بيرون آوردند چون پويمه رسيدند سر او را برداشتند و بردند بدعتهاي بد در مازندران پيدا كرد و اصفهبد شهريار كه عم زاده او بود بكشت و سابق الدوله قزويني را كه پدر او نظام الملك نام نهاده بود و بسطام و دامغان و جاجرم را بدو داده و از براي تعزيب پدر و تهنيت تاج و تخت او آمده قصد او معلوم كرد بگريخت و تا به هزار جريب در عقب بفرستاد تا بگرفتند و بياوردند و در بند كرد و چندان بداشت كه همانجا بمرد“ .
منبع :1- كتاب تاريخ جاجرم، تاليف حسين عليزاده جاجرم